آنچه باید نوشت

خرید بک لینک

ننوشتم از اینکه اونشب زنگ زدی...چه شب قشنگی بود برام...چقدر آرامش به جونم ریختی...لبخندی که از رو لبات محو نمی شد...پیگیری که از کارام کردی...تعریفایی که ازم کردی...عشقم...فهمیدی چقدر دوست دارم؟

نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۲ساعت 19:38 توسط من|

آنچه باید نوشت...

ما را در سایت آنچه باید نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: پنجشنبه 5 مرداد 1402 ساعت: 1:37

شاید این یه نقطه گذاره...شاید بعد از این اتفاق بفهمم واقعا دوستم داری...یا...علاقت از کجا نشات می گیره...اگر یه سری چیزا نباشن هنوزم دوستم داری؟ میخوای منو مستقل از جایگاه و شعلم ببینی؟ میخوای جور دیگه ای ادامه بدیم ارتباطمونو؟

نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۲ساعت 19:40 توسط من|

آنچه باید نوشت...

ما را در سایت آنچه باید نوشت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: پنجشنبه 5 مرداد 1402 ساعت: 1:37

صفحه بندی